تبليغاتX
همه چیز از همه جا
از هر چیزی سخنی
 

در آموزه‌هاي ديني به ما ياد داده‌اند كه وقتي مي‌خواهي كاري را شروع كنيم؛ با نام خدا آغاز كنيم. چرا كه در روايت آمده است هر كاري كه بدون نام و ياد خدا آغاز شود ابتر مي‌ماند و به نتيجه نمي‌رسد.

امام باقر (عليه السلام) مي‌فرمايد: سزاوار است هنگامى كه كارى را شروع مى‌كنيم، چه بزرگ باشد چه كوچك، بسم الله بگوئيم تا پر بركت و مبارك باشد.

گفتن ذكر "بسم الله" يعنى هم با نام خدا شروع مى‌كنم و هم از ذات پاكش استمداد مى‌طلبم. هنگامى كه كارها را با تكيه بر قدرت خداوند آغاز مى‌كنيم؛ خداوندى كه قدرتش مافوق همه قدرت‌ها است، سبب مى‌شود كه از نظر روانى نيرو و توان بيشترى در خود احساس كنيم، مطمئن‌تر باشيم، بيشتر كوشش كنيم، از عظمت مشكلات نهراسيم و مايوس نشويم، و نيز نيت و عمل خود را پاك‌تر و خالص‌تر كنيم.

آية‌الله مظاهري مي‌فرمايد كه انسان وقتي‌ "بسم‌الله"‌ مي‌گويد بايد چهار هدف‌ در نظرش‌ باشد:

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، به‌ نام‌ خدا براي‌ عظمت‌ او.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ كارم‌ مبارك‌ باشد، پربركت‌ باشد.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ در كارم‌ كمك‌ بگيرم‌ از خدا.

بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم‌، براي‌ اين كه‌ كارم‌ براي‌ خدا باشد، يعني خلوص‌ و توحيد افعالي‌.(1)

روزي‌ معلم‌ مكتبي‌ به‌ شاگردانش‌ ‌گفت‌ هر كس‌ «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم»‌ بگويد؛ مي‌تواند روي‌ آب‌ راه‌ برود.‌ يكي‌ از شاگردان پاكدل كه سلامت‌ نفس‌ داشت و غذاي‌ حلال‌خور بود؛ ديد، عجب‌ چيز خوبي‌. چون او براي اين كه به كلاس برسد بايد مسير زيادي را طي مي‌كرد تا به پل برسد و به كلاس برود.‌

يعني هر روز بايد دو سه‌ كيلومتر مي‌رفت تا از روي‌ پل‌ بيايد. خيلي خوشحال شد. پس‌ وقتي‌ كه‌ از مكتب‌خانه‌ بيرون‌ آمد با «بسم‌ الله الرِّحمن‌ الرِّحيم»‌ رفت‌ آن‌ طرف‌ آب‌. ديگر هر روز با "بسم‌ الله" مي‌آمد و مي‌رفت‌. پدر و مادرش‌‌ گفتند براي تشكر،‌ معلمت‌ را مهمان‌ كنيم‌ چون خيلي‌ به تو خدمت‌ كرده‌ است. بالاخره آقا معلم پذيرفت. ظهر مكتب‌ تمام‌ شد.‌ آمدند بروند منزل! معلم‌ به سمتي رفت كه پل‌ بود. شاگرد‌ گفت‌: آقا چرا راهتان‌ را دور مي‌كنيد! از روي‌ آب‌ مي‌رويم‌.

معلم گفت‌ از روي‌ آب‌ كه‌ نمي‌شود گفت‌: "بسم‌ الله" مي‌گوييم‌ و از روي‌ آب‌ مي‌رويم.‌ از وقتي‌ كه‌ شما اين مورد‌ را‌ گفتيد من‌ هر روز با "بسم‌ الله" از روي آب رفت و آمد مي‌كنم.

معلم‌ آهي‌ كشيد و گفت‌ آن‌ زباني‌ كه‌ تو داري‌ من‌ ندارم‌. آن‌ دلي‌ كه‌ تو داري‌ من‌ ندارم‌ والا معلوم‌ است‌ كه با "بسم‌ الله" مي‌شود زهر را خورد و آن‌ زهر اثر نگذارد، با "بسم‌ الله" مي‌شود روي‌ آب‌ راه‌ رفت‌.

خلاصه كلام اين كه گفتن «بسم الله الرحمن الرحيم» خيلي اثرات دارد و خوب است كه به گفتن آن عادت كنيم چرا كه در آخرت به دردمان مي‌خورد.

رسول اكرم صلي الله عليه و آله فرمودند:

چون روز قيامت شود به بنده خدا امر مي‌شود كه وارد آتش دوزخ شود، چون نزديك دوزخ مي‌شود مي‌گويد: «بسم الله الرحمن الرحيم» و پا در دوزخ مي‌نهد. آتش دوزخ هفتاد هزار سال راه از او دور مي‌شود

1- ذيل تفسير سوره حمد .

2- برگرفته از سخنان آية‌الله مظاهري

ازنظر قرآن كريم انسان درچرخه حيواه ممكن به عنوان محوري ترين وعاليترين موجود در ميان ساير موجودات عالم هستي تعريف ميگردد.ودراين مفهوم كلي زن و مرد به عنوان اجزاي اصلي آن ازتمامي مزاياي تعريف شده درباره آن بدون هيچ گونه تبعيض برخوردار ميباشندواگرتفوت هايي ديده ميشود كه منشا تقسيمات وظايف ومسئوليت هاي زن ومرد است دراصل شاكله هاي انساني آنان تغييري ايجادنميكند.

بنابراين ازنظر قرآن هيچ گونه امتياز وبرتري ذاتي براي مرد ويا زن به طور جداگانه تحت اين عنوان كلي دراصل خلقت درنظر گرفته نشده است.ودرذات خلقت آنان تساوي در انسانيت نهفته است وهردو به نام انسان شناخته ميشوند.

قرآن كريم كاملترين تعريف را با زيباترين تعابير درياره اين موجود خلاق ومتفكر وزيباترين مخلوق خداوندي تحت عنوان انسان ارائه داده است وازآن به عنوان جانشين خدا درروي زمين تعبير فرموده است:

اني جاعل في الارض خليفه‹1

من درروي زمين جانشيني قرار داده ام

فرشتگان عرض ميكنند:

اتجعل فيها من يفسدفيها وسفك الدما ونحن نسبح بحمدك ونقدس لك ‹2

آيا كسي را جانشين قرارميدهي كه فساد وخونريزي درزمين ميكنددرصورتي كه ما تسبيح وتقديس تو ميكنيم.

آية الله جوادي آملي راجع به اين آيه ميفرمايند:

‹ ذات اقدس الله از راه تعليم اسماء به آدم براي ملائكه روشن كرد كه او معلم شما وخليفه من است اين نكته هم دربحث هاي خلافت بيان شده كه آدم به عنوان قضيه شخصي وشخص معين خليفة الله نيست بلكه مقام آدميت است كه خليفة الله است لذا همه انبيا مخصوصا خاتم شان (ص) خليفة الله هستنددرادامه ميفرمايندپس غرض شخص آدم نيست بلكه شخصيت انساني اوست.‹3›

قرآن كريم درجاي ديگر گوهر وجودي زن ومرد را يكي معرفي مينمايد بدون اينكه زن را فرع برمرد ويا زايد وطفيلي بداند ميفرمايد:

خلقكم من نفس واحده وخلق منها زوجها ‹4

مفسركبيرمرحوم علامه طباطبائي ضمن رد برداشت بعضي ازمفسرين ازاين آيه درباره تفسيراين آيه ميفرمايند:

كه آيه شريفه ميخواهدبيان كند كه همسرآدم ازنوع خودآدم بود وانساني بودمثل خود او واين همه افرادبي شماري ازانسان كه درسطح كره زمين منتشرشده اند همه ازدوفرد انسان مثل هم وشبيه هم منشاء گرفته اندوبنابراين حرف (من)نشويه خواهدبود.‹5›

بنابراين زن ومزد ازنظرقرآن داراي يك گوهربوده وخلقت آنان داراي منشا واحد است كه تمامي امتيازات وافتخارات كه درقرآن براي نوع بشرذكر گرديده است به طور مشترك و فراگيرهردو را شامل است.

اينكه خداوندمتعال در قرآن مي فرمايند:

فتبارك الله احسن الخالقين

نظر دارد به خلقت احسن المخلوقين كه عبارت است از انسانكه در برگيرنده زن و مرد به طوريكسان مي باشد.

افتخار ديگر كه قرآن انسان را از آن برخوردارمي داند قرار گرفتن به عنوان مسجودملائكه است مقام انسان و انسانيت تا آن اندازه بالا مي رود و اوج ميگرد كه خداوند متعال به ملائكه دستور صادر مي فرمايند كه در برابر آمدم سجده نمايند قرآن در اين باره مي فرمايد:

و لقد خلقنا كم ثم قلنا للملائكه اسجدو الادم‹6

در حقيقت شما را خلق كرديم پس به صورتگري شما پرداختيم آنگاه به فرشتگان گفتيم بر آدم سجده كنيد .

در اين آيه شريفه هم هيچ اشاره به ذكوريت وانوثيت نيست طبق فرمايش مفسر معاصر آيه الله جوادي آملي يعني عصاره شما انسانها كه مقام انسانيت است آن را به عنوان آدم ياد كرديم.‹7›

مرحوم علامه طبطبائي در تفسير اين آيه مي فرمايندخطابي كه در جمله و لقد خلقنا كم است خطاب به عموم آدميان است و بعد در ارتباط به خصوصي شدن خطاب در جمله بعدي كه مي فرمايند:

ثم قلنا للملائكه اسجدوا لآدم

براي بيان دو حقيقت است حقيقت است حقيقت اول اينكه سجده ملائكه براي آدم و در حقيقت خضوع براي عموم بشريت بوده كه آدم نمونه كامل انسانيت بوده و در آخرنتيجه مي گيرند كه پس سجده ملائكه سجده بر جميع افراد انسان است.‹8›

راجع به حقيقت دوم كه باعث خصوصي شدن خطاب گرديد ميفرمايد: حقيقت دوم اينكه خلقت آدم درحقيقت خلقت جميع بني نوع بشربوده است وتفسيرترجمه الميزان ج8ص9 راجع به كيفيت خلقت انسان ازنظرزيبايي شناسي قرآن ميفرمايد:

لقدخلقناالانسان في احسن تقويم‹9

براستي ماانسان را درنيكوترين قوام آفريديم.

اين قوام انساني است كه قابليت اراده وتفكر واختيار را دارد.پس نميتوان گفت كه پديده هاي فوق درمردان بيشتر اززنان ويا بالعكس ميباشدبلكه هردودرداشتن روح وجوهره انساني به طور يكسان شريكندودرنتيجه درتمام پديده هايي كه موجب تمايزانسان ازسائرموجودات گرديده شريكند ونميتوان دراين مرحله (خلقت)يكي را برديگري برتري داد.

علامه ميفرمايند:

منظورازكلمه انسان جنس انسان است پس جنس انسان به حسب خلقت اش داراي قوام است.‹10› پس ذكوريت وانوثيت هيچ نقشي درقوام پديده هايي از قبيل تعقل وتفكرواراده واختيارندارد.وآياتي ديگر كه همگي ميرسانند كه ازنظرقرآن دراصل خلقت ، زن ومرد هيچ امتيازخاص برديگري ندارد مثل اين آيه شريفه:

ياايها الناس اتقوا ربكم الذي خلقكم من نفس واحده ‹11

اي مردم از پروردگارتان بپرهيزيد همان كسي كه همه شما را از يك انسان آفريد.

آيه ديگر ميفرمايد:

اني لا اضيع عمل عامل منكم من ذكراوانثي بعضكم من بعض ‹12

من هيچ عمل كننده ازشما را زن باشد يا مرد ضايع نخواهم كردشما هم نوعيدوازجنس يكديگر.

يااينكه ميفرمايد: ولقدكرمنا بني آدم.‹13

مابني آدم را گرامي داشتيم.

اطلاق آيه دلالت داردبراينكه كرامت شامل زن ومرد به طوريكسان ميباشدبه فرموده علامه طباطبايي مرادازآيه بيان حال جنس بشراست.‹14›

خطا پذيري اختصاص به زن ندارد

انديشه شايع درميان يهوديت ومسيحيت مبني برخطاكاربودن ذاتي زن وجنسيت باطن او ميباشد وزن را سرمنشاء اصلي خطاها وعصيانها ميدانند وميگويند شيطان ازطريق زن برمرد غالب ميشود واين زن است كه وسيله نفوذ شيطان درمردان ميشود ودرنتيجه مرد راه خطا ميرود.

درداستان كه منجر به اخراج حضرت آدم از بهشت گرديد ميگويند اولين بار حوا فريب خورد وشيطان ازطريق او برخاسته هايش جامعه عمل پوشاند وبرحضرت آدم پيروز گرديد.

درصورتيكه قرآن كريم نظريه ديگري دارد ميفرمايدهردو دراين قضييه مقصرند.

فازلهماالشيطان عنها فاخرجهما مما كانا فيه‹15

پس شيطان موجب لغزش آدم وحوا ازبهشت شد وآنان را ازآنچه درآن بودند بيرون كرد.آيه شريفه صريحا دلالت ميكند براينكه شيطان توانست هردورا به طوريكسان به لغزشگاه برده وهمزمان بلغزاندبدون اينكه اشاره داشته باشد كه زن يا مرد دراين قضييه به تنهايي مقصراست.

وياآيه ديگر كه ميفرمايد:

فوسوس لهماالشيطان ليبدي لهما ماوري عنها من سواتهما.‹16

پس شيطان آن دورا وسوسه كرد تاآنچه را ازاندامشان پنهان داشته بود آشكارسازد.

دراين آيه شريفه وسوسه پذيري وتحت تاثيرقرارگرفتن هردورا باآوردن ضميرتثنيه بيان ميكندوميفرمايدكه هردوبه وسوسه شيطان جواب مثبت دادندودرنتيجه اثروضعي آن كه آشكارشدن مواضع پنهان ازاندام شان بود گريبان گيرهردوگرديدوهردوبه طوريكسان ازنتايج كارشان صدمه ديدندبدون اينكه كاريكي سبب ضرروزيان ديگري گردد.

قرآن كريم درآيه ديگر ميفرمايد:

وعصي آدم ربه فغوي‹17

آدم پروردگارش را نافرماني كرد پس مقصدرا گم كرد.دومطلب بسيارمهم دراين آيه شريفه نهفته است كه بايدروشن شود.

مسئله عصيان است كه باعصمت انبياء نميسازد.

نسبت اين نافرماني تنها به حضرت آدم داده شده است.

دررابطه بامطلب اول كه مسئله عصيان باشدمرحوم علامه طباطبايي ميفرمايد نافرماني آدم دراين جا نافرماني امرارشادي بوده ( نه مولوي) تاباعصمت انبياء منافات داشته باشدچون انبياء ازنظرنافرماني خداومخالفت دستوراتي كه به ايشان وحي ميشود ونيزازخطاي درتلقي وحي وحفظ آن معصوم از خطا هستند.‹18›

دررابطه به مسئله دوم كه عصيان تنها به حضرت آدم نسبت داده شده شايد بخاطر اين باشدكه:

اولا مسئوليت رهبري زندگي بردوش مرداست.

ثانيا شايد به خاطرردنظريه يهوديها ونصرانيها باشد كه ميگفتندحوارا اغواكردوآدم توسط او اغوا گرديد.

قرآن نظربه عمل دارد قرآن وقتي كه راجع به عملكرد انسان موضع گيري ميكنداصالت را به عمل ميدهد ودر مقابل عمل شايسته كه از هركس سر بزند چه مرد باشد ويا زن اجر وپاداش تعيين ميفرمايد ودراعطاي اين پاداش تكيه روي اصل عمل است بدون درنظر گرفتن اينكه فرد عمل كننده داراي چه جنسيتي ميباشد ميفرمايد:

من عملا صالحا من ذكراوانثي وهومومن فلنحيينه حياه طيبه ولنجزينهم اجرهم باحسن ماكانويعملون.‹19›

هركس عمل شايسته انجام دهد خواه مرد باشد يا زن درحالي كه مومن است او را به حياتي پاك زنده ميداريم وپاداش آنها را به بهترين اعمالي كه انجام ميدادندخواهيم داد.

عمل توبه كه از بهترين اعمال انسان است وسبب نزديكي انسان به خدا ميگردد قرآن كريم درداستان آدم وحوا ميفرمايد بعدازآنكه دانستند شيطان آنها را فريب داده است هردو درتوبه وبازگشت به سوي خداشريك بودند.

قالا ربنا ظلمنا انفسنا وان لم نغفرلنا وترحمنا لنكونن من الخاسرين ‹20›

گفتند پروردگارا ما برخويشتن ستم كرديم واگر ما را نبخشي وبرما رحم نكني اززيان كاران خواهيم بود.

ازاين آيه شريفه دومطلب استفاده ميشود.

اينكه آگاهي برعصيان وبازگشت وطلب بخشايش ازخداوند درفطرت انساني نهفته است واختصاص به زن يا مرد ندارد وتوبه ناشي از سرشت پاك انساني است.

اينكه عصيان وگناه ضررش متوجه خودعصيانگراست چنانكه آدم وحوا ميفرمايند: ظلمنا انفسنا، نتيجه اين ظلم به طور مستقيم وكامل به خود آدم وحوا برميگردد واثر وصفي آن دامنگير خودآنها خواهدبود ومتوجه فرزندان آنان نخواهدشد.

قرآن دراين باره ميفرمايد:

تلك امه قد خلت لها ماكسبت ولكم ما كسبتم ولا تسالون عما كانوا يعملون‹21›

آنها امتي بودند كه درگذشته اعمال آنان مربوط به خودشان بود واعمال شما نيز مربوط به خودشما است وشما هيچ گاه مسئول اعمال آنان نخواهيد بود واعمال شما نيز مربوط به خود شما است وشما هيچ گاه مسئول اعمال آنان نخواهيد بود.

ازنظر قرآن كريم هرفرد ازافراد بشرچه مردباشد وچه زن زمينه ترقي و رشد وسيرالي الله را دارد اگرچنانچه كسي دراين راه بلغزد ونتواند خود را با داده هاي قرآني عيار سازد آنچه ازجزاي عمل مي بيندمتوجه شخص خودش خواهدبود وهيچ گاه بخاطر گناه يك فرد فرد ديگرمجازات نخواهدشد.

منابع:

1 ـ سوره بقره آيه 30

2- سوره بقره آيه 30

3 ـ زن درآئينه جلال وجمال ص 114

4- سوره نساء آيه 1

5- ترجمه تفسيرالميزان ج4 ص 215

6 ـ سوره اعراف آيه11

7- زن در آئينه جلال ص 115

8 ـ ترجمه تفسيرالميزان ج8ص23

9- ترجمه وتفسيرالميزان ج 8 ص9

10 ـ ترجمه تفسيرالميزان ج20ص540

11- سوره نساء آيه 195

12-آل عمران آيه 195

13- سوره اسراء آيه 70

14- سوره بقره آيه 36

15 ـ ترجمه تفسيرالميزان ج20ص540

16- سوره نساء آيه 195

17 ـ سوره طه آيه 121

18- ترجمه تفسيرالميزان ج14ص311

19 ـ سوره نحل آيه 97

20- سوره اعراف آيه 23

21 ـ سوره بقره آيه 134

 

 



 

 

نگا هی به تاریخ حیات زن

در اعصار گذشته و در دوران جاهلیت به زن با نظری تحقیر آمیز نگریسته می شده عالمان وصاحبنظران قدیم درمعرفی وشناخت او گفته بودندکهزن برزخی میان انسان وحیوان وموجودی سوای انسان است فایده اش دردوامر خلاصه می شود1-خدمت به مرد2-تکثیر وتولید نسل اعراب گاهی زن میت راجزء اموال ودارایی او به حساب می آورندوبه صورت سهم الارث اورا تصاحب می کردنداگر میت پسری اززن دیگر می داشت آن پسر می توانست به علامت تصاحب جامه ای بر روی آنزن بیندازدو اوراازآن خویش بشماردبسته به میل او بود که آن زن رابه عقد نکاح خود درآورد یااورابه همسری شخص دیگری در آوردوازمهر او استفاده کنددرروزگارنزول اسلامزن نه تنهادر عربستان بلکه 

درنگاه ادیان وپاره ایی فیلسوفان ودرممالک مترقی آنروز جایگاهی نا شایست وغیر انسانی داشت شایدظلم وبیدادگری که در حق زنان روا داسته می شد اورادر کنار چهار پایان قرار می دادفیلسوفی چون ارسطو بر این باور بود طبیعت آنجاکه از افریدن مرد ناتوان است زن را می آفریند واین جمله نیچه را که می گوید:(پیش زنان که می روی تازیانه رابه یاد داشته باش) با این آیه قرآن که می فرماید:وعاشروهن باالمعروف(س.نساء-19)مقایسه کنید تا روشن شود بین نگاه قرآن با نگاه فیلسوفانه فاصله تا چه میزان است یکی اصل رابر تازیانه می گذارد ودیگری بنا رابر معاشرت با وجه نیکی  می گذارد.

زن غربی تا اوایل قرن بیستم از تنها ساده ترین و پیش پا افتاده ترین حقوق محروم بوده است و تنها در اوایل قرن بیستم بود که مردم مغرب زمین به فکر جبران مافا ت افتادند چون این نهضت دنباله نهضتهای دیگر در زمینه تساوی و آزادی بود همه معجزه ها را از معنای این دو کلمه خواستند غافل از اینکه تساوی و آزادی مربوط است به رابطه بشر با یکدیگر از آن جهت که بشرند و تساوی و آزادی حق هر انسانی است ولی زن انسانی است با چگونگی خاص و مرد انسانی است با چگونگیهای دیگر زن و مرد در انسانیت برابرند ولی دو گونه انسانند با دو گونه خصلتها و دو گونه روانشناسی و این اختلاف ناشی از عوامل جغرافیاییو یا تاریخی و اجتمایینیست بلکه طرح آن در متن آفرینش ریخته شده در این نهضت عملا" یا سهوا" تساوی بجای تشابه به کار رفت و برابری با همانندی یکی شمرده شد کیفیت تحت الشعاع کمیت قرار گرفت انسان بودن زن موجب فراموشی زن بودن وی گردید و بد بختیهای قدیم غالبا" معلوم این جهت بود که انسان بودن زن به فراموسی سپرده شده بود و بد بختیهای جدید از آنست که عملا" یا سهوا" زن بودن زن و موقع طبیعی و فطری رسالتش تقاضاهای عزیزش استعدادهای ویزه اش به فراموشی سپرده شده است

جایگاه زن در فرهنگ و جوامع غربی

 

در دهه های اخیر غرب از آزادی زن بعنوان حربه
ای برای تحت فشار قرار دادن کشورهای اسلامی استفاده می کند . در این
گفتار می خواهم به جایگاه زن در فرهنگ غرب پرداخته و آنرا با خاستگاه زن
مسلمان مقایسه کرده و بدینگونه تناقضات رفتاری سیاستمداران غربی را آشکار
نمایم .
قبل از پرداختن به مقوله زن بهتر است با دیدگاه صاحبان زر و
زور که جامعه غرب را در پنجه قدرت خود دارند آشنا شویم .
بیکر تو “ماسون بزرگ صهیونیستی” در سخنرانی که در
سال ۱۹۲۱ ایراد کرده راه حل تسلط بر جوامع را اینگونه بیان می کند .
برای اینکه بتوانیم تشکیلات
خانواده را بر هم زنیم ، لازم است به اصول اخلاقی
لگد زده و یک نسل کاملاً بی دین ، بی ناموس و بی اخلاق تربیت کنیم و البته این کار در نظر اول مشکل به نظر می رسد ولی چون میل به شهوات و لاابالیگری فطری و طبیعی بشر است از این جهت شاید چندان هم مشکل نباشد طبیعت انسان ، میل زیادی به محرمات و شهوت رانی دارد ، این وظیفه ماست
که درجه حرارت را بالا ببریم تا یک
مرتبه آتش گرفته و به تمام مقدسات کافر گردد

نیات پلید صهیونیسم جهانی را به خوبی می توان
در بیان سردمداران آن دید . آنان برای نیل به اهداف استکباری خود و تسلط بر
ملتها راه بس پیچیده ای را در پیش گرفته اند . تهی کردن بشریت از ایمان
و اعتقادات و سوق دادن آنها به سوی شهوات و لاابالیگری و استفاده ابزاری
از زن در این راستا ، برنامه ای از پیش تعیین شده است و نباید به سادگی از
کنار آن گذشت .
اصرار غربیها بر آزادی زن البته بمعنای عریان کردن و بی
مقدار کردن او برای این بوده که قشر عظیم زنان و بواسطه آنها مردان را نیز
از معنویت به سوی رذیلت سوق دهند . شاید باور نکنید که تا چند دهه پیش
زنان در غرب حتی از حقوق ابتدایی انسانی هم برخوردار نبودند. آنان
بر اموال خود تسلط نداشته و حق رای و اظهار وجود در مسائل جامعه و حتی
خانواده را هم نداشتند . زن غربی وقتی ازدواج می کرد نام خانوادگی اش را
تغییر می داد . او بدون اجازه همسرش حق دخل و تصرف بر اموال شخصی و
موروثی اش را نداشت . بدتر از آن مرد می توانست بدون منع
قانونی همسرش را به قتل برساند .
شعارهای فریبنده غرب محک خوبی برای
ارزیابی عملکرد فرهنگ و جوامع غربی در باره زنان نیست . برای دیدن واقعیتهای جامعه غربی باید به
ادبیات داستانی و شعر رجوع کرد . در داستانهای مشهور غربی فلاکت زن غربی را
به خوبی می توانیم ببینیم . ولی اسلام ۱۴۰۰ سال پیش برای زن حقوقی معادل
مرد و در مواقعی بالاتر از آن قائل شده است . زن مسلمان در سرنوشت جامعه
خود دخالت دارد (بیعت زنان با حضرت امیر (ع) در غدیر خم) او بر اموال
شخصی خود مسلط است و حتی بر بخشی از اموال همسرش و از همان صدر اسلام در
جامعه نفوذ و ظهور داشته و دارد گرچه در مقاطعی به علت برداشتهای نادرست
از دین در تنگنا بوده ولی همیشه عزت او حفظ شده و همانند زن غربی بازیچه
سیاستمداران زور مدار قرار نگرفته است (نقش زنان در به ثمر رسیدن انقلاب
اسلامی شاهد خوبی بر این مدعی است)
حال این پرسش مطرح می شود که چرا یکباره غرب
رویکردش را به زن عوض کرده و او را از کنج غربت خانه بیرون کشیده و وارد
عرصه های اجتماعی می کند ؟
پس از انقلاب صنعتی و نیاز مبرم کارخانه
داران و کارتلهای اقتصادی به نیروی کار ارزان قیمت و فراوان شعار آزادی زن و
حقوق!منکوب شده او مطرح گردید . کارخانه ها از زنانی که نصف مردان حقوق
دریافت می کردند پر شد و در ظاهر وابستگی زن غربی به شوهرش کمتر شد . او می
توانست برای خودش درآمدی داشته باشد و از نظر مالی آینده اش تامین می شد
. ولی او را از چاله در اورده و در چاه انداختند . با اختلاط زن و مرد و
نبودن حریمی برای آن ، معنویت در میان جوامع غربی افت کرد . خانواده مرکزیت
خود را از دست داد . وفاداری زن نسبت به همسرش تحت الشعاع تحولات اجتماعی
قرار گرفت .
اینک با اینهمه پیشرفت در عرصه های
علوم مختلف هنوز مسئله ای بنام زن و به تبع آن مرد لاینحل مانده و هنوز
بشریت تحت سیطره صهیونیسم به یک راه حل درست در رابطه با زن و مرد نرسیده است
. زیادروی ها ، کج روی ها ، بد فهمی ها و به تبع آن تعدی ها ، ظلم ها و
نارسایی های روانی ، مشکلات مربوط به خانواده و مشکلات مربوط به نحوه
اختلاط و امتزاج و ارتباطات دو جنس هنوز جزوء مسائل حل نشده بشریت است .
الان در غرب با تزلزل خانواده تعداد زیادی زندگی مجردی دارند ، خانواده ها از هم متلاشی شده و عمر خانواده ها کم
شده ، مردان و زنان همسر مورد علاقه خود را نمی توانند پیدا کنند .
در جوامع غربی هرکس از خانواده و توجه به کانون
خانواده حرف بزند محبوب همه می شود چرا که فرهنگ غرب به بمبست رسیده و به
دنبال گمشده ایست که فدای مطامع صاحبان قدرت گشته است .
وضع اسفناک جامعه غربی اندیشمندان آن دیار را هم نگران ساخته . آنان به دنبال راه حلی برای بحران گریبانگیر
جامعه شان هستند . ولی در کشورهای مسلمان کسانی که شیفته ظواهر زیبای فرهنگ
غرب هستند چشم خود را بر واقعیت ها بسته و می خواهند آنچه را که بر غرب
رفته در اینجا هم بیازمایند ، غافل از آنکه اسلام برای زن هم همانند
دیگر مسائل برنامه دارد ولی باید رفت و از دل قوانین
و احکام اسلامی استخراج کرد .
شمه ای از برنامه های اسلام برای زنان :
۱- ایجاد نگرش صحیح به نقش زنان و ترسیم دقیق هندسه قرار گرفتن
دو جنس در کنار هم
.
۲- ایجاد مرز مشخص بین زنان و مردان در جامعه ، از جمله حجاب و
ترویج فرهنگ خویشتنداری جنسی .
۳- توجه به نیازهای حقیقی و فطرت زنان و قرار دادن آن در محیط
خانواده برای استحکام بنیاد خانواده .
۴- نقش طراز اول در تعلیم و تربیت فرزندان و ساختن همسران
ایثارگر و فداکار برای جامعه و آرمانها .
۵- ممانعت از تبرج و خودنمایی و اشرافیگری و مصرف زدگی و
مدپرستی بانوان و سرگرم شدن آنان بر امور پست و شهوانی .
۶- برابر دانستن زن و مرد در مقامات معنوی و درجات انسانی و
برتر دانستن زنان بر مردان در برخی موارد .
۷- تعیین وضعیت زنان در عرصه های اجتماعی ، رشد و تعالی معنوی
و خانوادگی و ترسیم حقوق انسانی آنان در این عرصه .
اسلام و تربیت زنان

اسلام برای ساختن جامعه ای فاضله نخست به ساختن و تربیت زنان اقدام کرد حضرت محمد (ص) تا توانست به زن شخصیت داد زن صالحه را به عنوان یکی از گلهای بهشت معرفی کرد دختر را گلی خوشبو برای پدر و مادر ذکر نمود و کوشید توجه والدین و دیگر افراد به سوی زن معطوف دارد آری زنان افرادی فراموش شده و متروک در دوران جاهلیت بودند  و سالهای سال آنها را از تربیت و فرهنگ دور داشتند اسلام آمد و نخست به سر و صورت داد ن وضع زنان پرداخت و آنها را از حالت استضعاف بیرون کشید در تاریخ اسلام به زنان صحابه (صحابیات) بر می خوریم که امر هدایت و سرپرستی آنها مستقیما" به پیامبر مربوط می شد و او شخصا" به بالا بردن سطح آگاهی و فرهنگشان قیام و اقدام کرد تلاشهای حضرت فاطمه (ع) در طول مدت حیاتش و حضرت زینب (س) در تشکیل جلسات برای زنان و آگاهی دادن به آنها حمایتهای امام علی (ع)و دیگر امامان از زنان و رعایت جانب آنها در زندگی اجتماعی موظف داشتن شوهران به رعایت حقوق زنان و فرزندان و سفارشات زیاد در احترام به مادر و خواهر آنها را ساخته و پرورده کرد .

هشدار به مسئولان جامعه

ما معتقد یم ارزش واقعی کشور بستگی تام به ارزش عقلی و فکری زنان و مادران آن کشور دارد بالا آوردن سطح فکری و پرورش خرد زنان از اهم وظایف مسئولان و بخصوص دستگاه تربیتی ما ست دستگاه آموزش و پرورش کشور و وسایل ارتباط جمعی باید احترام حقیقی را برای زنان پاکدامن و با تقوا غائل شوند

هشدار به زنان

امروزه زنان بخصوص در جامعه ایرانی بیش از هر دوره ای در معرض آزمایشهای تاریخی هستند و بیش از هر عصری امکان سازندگی خود و آزادی نسل و نجات جامعه را دارند می توانند خود را از حالت یک بعدی بیرون آورند و ابعاد واقعی و ممکنه خود را پیدا کنند و فعال سازند امروز روزی است که زن بیش از هر دوره و زمانی می تواند به تکوین شخصیت خود و به تخریب همه بنیانهای طاغوتی بپردازد و بر هر چه که به موجودیت او لطمه وارد می آورد او باید بداند و دریابد که افتخار را در فخر فروشی و زیبائی در ایجاد چهره های عروسکی در پذیرش ارزشهای کاذب در صورت بزک کرده و رنگ و روغن زده نیست بلکه افتخار در وجود شخصیت اوست که دارای شعور شناخت آگاهی و تقوا باشد افتخار در وجود صفات مثبت و فضایل انسانی در شرم و حیای انسانی اوست که متاسفانه بیش یا کم نادیده گرفته می شود

نتیجه :

زن اموزی را وظیفه ای است تا غباری را که بر چهره او بر اثر سهل انگاریها در طول تاریخ نشسته است بزداید و به عمق مسائل مربوط به خود برسد و روندی قابل قبول برای داشتن یک زندگی اسلامی پیدا کند0

نقش زن در تاریخ عاشورا -دکتر علی قائمی

,

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 10:44  توسط فریبا پور کمر   | 

کلاغ و طوطي هر دو سياه و زشت آفريده شدند طوطي شکايت کرد و خداوند او را زيبا کرد ولي کلاغ گفت : هر چه از دوست رسد نيکوست و نتيجه آن شد که مي بيني .طوطي هميشه در قفس کلاغ هميشه آزاد

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم آذر 1387ساعت 13:1  توسط فریبا پور کمر   |